المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

134

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

دستور داده شده است ، جز اينكه خدا را پرستش كنند و دين خود را براى او خالص كنند » و آيهء « فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ « 1 » » ؛ « خدا را بخوانيد و دين خود را براى او خالص كنيد » اشاره به نيّت و قصد قربت در نماز ، دارند در احكام نيّت كه قبلا بيان شد ، مقدارى دربارهء قصد قربت و اخلاص بحث نموديم و در اينجا اضافه مىنماييم و نكات ذيل را مورد توجّه قرار مىدهيم : « نيّت » در لغت عربى به معناى اراده و خواستن است . چنانچه مىگويند : « نواك اللّه بخير » خداوند خير و خوبى شما را خواسته است » . و در اصطلاح شريعت اسلام ، نيز به معناى اراده و خواستن است ، به دليل آنكه اصل و قاعده عدم نقل از معناى لغوى را اقتضا دارد . حقيقت نيّت همان خواست قلبى و باطنى مىباشد كه انسان براى انجام عمل ، بر گونه‌اى كه شرع دستور داده است ، اراده و خواستهء خود را به كار مىاندازد . بنابراين نيّت در ارتباط با نماز ، عبادت از آن است كه : ماهيّت و حقيقت نمازى را كه مورد قصد و نيّت و خواستش مىباشد و همچنين صفاتى كه آن را از غيرش تميز مىدهد ، در باطنش خطور دهد و آن را در ذهنش حاضر سازد . اگر در داخل وقت نماز باشد ، قصد ادا نمايد و اگر در خارج وقت باشد ، قصد قضا كند و حضور و خطور مزبور يا به عنوان واجب و يا به عنوان مستحبّ بايد با كمال اخلاص و براى تقرّب الى اللّه و رضاى الهى باشد و علاوه بر همهء اينها ، به وسيلهء قلب و باطن بوده باشد و تنها به زبان آوردن ، كافى نخواهد بود . البتّه اگر به زبان بياورد و آن را با تصوّر باطنى و قلبى ضميمه سازد ، اشكالى ندارد . و از نظر بعضى از علما ، ذكر بلسان « نيّت » را به زبان جارى كردن كراهت دارد چه آنكه لازم مىشود بعد از اقامهء نماز ، سخنى به زبان مصلّى جارى شده باشد و اين فاصله افتادن بين اقامه و خود نماز است و اقامه بايد متّصل به نماز باشد . پيش از نظر من مكروه بودن آن ، مورد اشكال است ، زيرا بعد از اقامه ، كلامى مكروه است كه جز نماز نباشد و نيّت مربوط به نماز است ؛ مخصوصا كه جارى كردن نيّت به زبان همراه با استحضار و خطور قلبى باشد . 3 - قيام ( ايستادن ) در حال نيّت ، تحريم ( انجام كارى در حال نماز حرام است ) و قرائت حمد و سوره و ركوع از واجبات نماز مىباشد .

--> ( 1 ) . سورهء مؤمن ، آيهء 14 .